4-2,300.jpg

مشترک‌ها

اگر هنوز مشترک نیستید

 درآمد

«نقاشی به‌مفهوم گسترده» درون‌مایه‌ی بخش ویژه‌ی شماره‌ی تابستان ۱۳۹۹ کارنما را شکل داده‌است. این تعبیر، ناظر بر کوششِ نقاشی امروز برای بازتعریف چیستی‌اش است و خود را در قالب‌هایی گوناگون چون گفت‌وگویی پر تنش میان نقاشی و عکاسی در هنر مدرن نشان‌می‌دهد. پرداختن به نقاشی امروز بدون نگریستن به دوگانه‌هایی چون انتزاع و بازنمایی، مفهوم‌گرایی و خودانگیختگی، و ابزارهای سنتی یا تکنولژی دیجیتال در عمل شدنی نیست. از ابداع عکاسی درست پیش از مدرنیسم و تاثیر پررنگ آن بر سمت‌وسوی نقاشی بازنمایانه، تا کش‌مکش‌های میان فرمالیسم مدرن با سویه‌های ساختارمند مینیمالیسم و هنر مفهومی، تا رانده‌شدن نقاشی به حاشیه‌ی صحنه‌ی هنر پیش‌رو در طوفان رسانه‌های نو در دهه‌ی شصت و هفتاد، و سرانجام بازگشت دوباره‌ی نقاشی به‌ گوشه‌ای از صحنه‌ی هنر چندصدای امروز، این رسانه پی‌درپی پوست انداخته‌است.

 

پژوهش خود را درباره‌ی این موضوع، با دو چهره‌ی کلیدی از دو نسل گوناگون آغازمی‌کنیم که هر دو در کارشان به برخوردها و سایش‌های میان نقاشی و عکاسی پرداخته‌اند. درحالی‌که «گرهارد ریشتر» با بهره‌گیری هم‌زمان از نقاشی فیگوارتیو و انتزاعی، سرمشقی یگانه را برای ناسازه‌ی هویتی پساآوان‌گارد فراهم‌می‌کند، «وید گایتن» دوگانه‌ی سوژه‌ی انسانی و ماشین را به‌پرسش‌می‌گیرد. به باور حسین ایالتی، «در کار ریشتر نه‌تنها [نقاشی و عکاسی] از نظر ساختاری کنار یک‌دیگر می‌نشینند، بل‌که محتوای کار نیز از هر دو سوی انتزاع و بازنمایی بهره‌می‌برد». رها خادمی بر این باور است که کار گایتن، «خودانگیختگی انسانی را به‌مثابه‌ی یکی از ویژگی‌های بارز نقاشی انتزاعی، با خودانگیختگی ماشین جابه‌جا می‌کند».

 

در بخش «فرامتن» این شماره، بخت آن را داریم که میزبان کارهای «آر ایچ کواِیتمن» یکی از مهم‌ترین چهره‌های «نقاشی به‌مفهوم گسترده» باشیم. او برای این شماره‌ی کارنما از درگیری فکری‌اش با جسپر جانز و پرچم‌های شمایل‌وارش سودبرده تا با پرسش‌ها و چالش‌های بزرگ امریکای امروز درگیر شود. فرآیند ساخت اثری با نام «خورشید حرکت نمی‌کند» پی‌رنگ اصلی کتاب هنرمند این شماره را می‌سازد. دبیر فرامتن، نازنین نوروزی‌ست.

 

یکی از جریان‌های نقاشی امروز، نقاشی رهاشده به‌معنی دقیق واژه است؛ منظور گونه‌ای از نقاشی‌ست‌ که در آن، هنرمند پارچه‌ی بوم را از قید چارچوب رهامی‌کند. کتایون دشت‌بازی با بررسی کارهای رادیکال «ویوین سوتر»، «سم گیلیم»، و «کاتارینا گرُسه»، سرچشمه‌های این گونه را تا کارهای گیلیم و نسبت آن‌ها با پسامینی‌مالیسم در دهه‌ی شصت ردیابی می‌کند و توانش‌های امروزین آن را در ساخت اینستالیشن‌های پیراگیر وامی‌کاود. استفاده از پارچه در جنبش «نقش و آرایه» نقشی اساسی داشت. به‌نوشته‌ی سام مهتشم در مقاله‌ای برای بخش نقد این شماره، این جنبش «تابوهای مدرنیستی درباره‌ی تزیین را در هم ‌شکست و هنری را پدیدآورد که شرمی از لذت دیداری نقش‌های رنگارنگ نداشت و نسبت به تاریخ سرکوب تکنیک‌های «زنانه» بیش‌آگاه بود». با درگذشت «کریستو» پرونده‌ی کاری حماسی او و «ژان کلُد» بسته شد. راضیه پورفضلی در مقاله‌اش برای این شماره به پرونده‌ی کاری آن‌ها پرداخته‌است.

 

نقاشی فیگوراتیو امروز نیز از نظرمان دورنمانده‌است. درنگی بر کار «دیوید پارک»، یکی از هنرمندهای پیش‌تازِ نقاشیِ فیگوارتیوِ پس از جنگ جهانی دوم، نشان‌می‌دهد که هنر این دوران، بارها فراتر از چیزی بود که اکسپرسیونیسم انتزاعی از ما می‌خواهد باورکنیم. میلاد رستمی می‌کوشد شماری از گرایش‌های مهم نقاشی سده‌ی جاری را در نسبت با سنت چندصدساله‌ی این گونه در کار هنرمندهایی چون «نیکُل آیزنمن»، «مایکل آرمیتج»، «کریستینا کُرلس» و طلا مدنی نشان‌دهد. واکاوی‌مان درباره‌ی نقاشی فیگوارتیو و پیوندهای نسلی را در بخش نقد با مقاله‌هایی از سارا سرافرازفرد و مهسا بیگلو درباره‌ی کارهای «پیتر سال» و «پال مک‌کارثی» ادامه می‌دهیم که در کارشان سویه‌هایی انتقادی، هجوآمیز، و گاه خشن به پاپ آرت بخشیدند.

 

کتابی تازه‌ نوشته‌ی فرشته‌ دفتری درباره‌ی هنر نوگرای ایران، موضوع نقدی از محمدرضا میرزایی در بخش «پی‌نوشت» ا‌ست. و سرانجام در بخش «از نقد به تاریخ» که مروری‌ست بر کار هنرمندهای تازه درگذشته، سام مهتشم پرونده‌ی کاری «جرمَنو چلانت»، منتقد، کیوریتر، و تاریخ‌هنرنگار ایتالیایی را مرور کرده، و سپیده اقتداری نگاهی انداخته‌است بر دست‌آوردهای هنری «سوزان راثنبرگ» و «زرینا».

 

این شماره را هنگامی منتشرمی‌کنیم که گفتاری چشم‌گیر درباره‌ی آزار یا خشونت جنسی در فضای مجازی ایران شکل گرفته‌است. در پی خیزش جنبش «من هم» در ایالات متحد، اکنون شماری از زن‌های ایرانی به‌ویژه در جامعه‌ی هنری، صدای خود را در برابر رفتارِ زن‌ستیز مردهایی بلندکرده‌اند که از موضع قدرت اجتماعی و فیزیکی با آن‌ها برخوردکرده‌اند. آن‌ها بی‌تردید گامی جسورانه را برای آگاهی‌افزایی همگانی درباره‌ی مردسالاریِ فراگیر فرهنگ ایران برداشته‌اند که با یک رژیم آپارتاید جنسی پشتیبانی‌می‌شود. حق زن، حق انسان است، و در سطح شخصی که در نهایت واقعی‌ترین و مهم‌ترین سطح است، پس‌زدنِ دست‌درازیِ ناخواسته به تن هر فرد (که خودش حد آن را تعیین‌می‌کند) از هر راهی که آن فرد درست می‌داند، حق بنیادین انسان است. تضمین این حق، نخست بر دوش فرهنگ (اغلب آموزش و رسانه) است و سپس قانون. این هر دو اکنون در گروگان‌ یک فاشیسم دینی پدرسالارند. ازسوی‌دیگر، مسئولیت دست‌درازی، تجاوز، و خشونت نیز به‌تمامی با فرد متجاوز است اما هنگامی که بسامد این رفتارها تا آن‌جاست که به‌شکل هنجار درمی‌آید، می‌توان دریافت که چیزی بنیادین در شیوه‌ی زیستن‌ فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی‌مان کارنمی‌کند. بدون دگرگونیِ اساسیِ قانون حتا نمی‌توان به خود گرفتاری پرداخت، چه‌رسد به ریشه‌های آن. باید نسبت به سواستفاده از این پرونده‌ها در سیستم امنیتی‌قضایی ایران و نیز سویه‌های جنون‌آمیز رسانه‌های اجتماعی آگاه بود. تردیدی نیست که بخشی از مساله‌ی پدرهای ما، نسلی‌ست اما خطر اصلی آن‌جاست که رفتارهایی این‌چنینی به نسل بعد منتقل‌شوند. ما همه بزرگ‌شده‌ی سازوکارهایی پدرسالارانه‌ایم و این درست همان مشکلی‌ست که در پی حذف آن‌ایم. اکنون بیش از هر زمان دیگری، نسل نو و پشتیبان‌های پیش‌رو اما کهن‌سال‌ترش، احساس نیاز به شنیدن صداهایی‌ دارند که نظام‌های دوتایی پیشین را بازتولید نمی‌کنند. به‌طورویژه، باید تا در توان داریم درباره‌ی مرز و اختیار در روابط‌مان گفت‌وگو کنیم، بیش از همه زن‌ها که کنش‌مندی اندکی در جامعه‌های مردسالار دارند. نمی‌توان مدام از نخواستن گفت بی‌آن‌که حرفی از خواستن و میل به میان آورد. ما با تمرینِ بیان خواستن‌هایمان می‌توانیم این فرصت را به یک‌دیگر بدهیم که دیگری را کشف‌کنیم و با تن و ذهن او آشناشویم. البته این موضوع به‌یقین در بافتاری سنتی، دینی، و مذهبی مستلزم پرداخت هزینه است. قرار نیست گذار فرهنگی و شکستن تابوها آسان باشد. بی‌حرف پس‌وپیش، کارنما پشتیبانی و هم‌گامی خود را با جریانِ پیش‌تازِ زن‌های ایرانی و هر صدای جنسی یا فرجنسیِ به‌حاشیه‌رانده‌شده در رویارویی با تابوها و محدودیت‌های تحقیرکننده و خفه‌کننده اعلام‌می‌کند.

 

حسین ایالتی

رها خادمی

کتایون دشت‌بازی

دبیرهای کارنما

میلاد رستمی


سارا سرافرازفرد

مهسا بیگلو

سام مهتشم

راضیه پورفضلی

سام مهتشم

سپیده اقتداری

سپیده اقتداری

 

محمدرضا میرزایی

نقاشی به‌مفهوم گسترده

گرهارد ریشتر: دیالکتیک رنگ و نقره [مقاله‌ی باز]
وید گایتن: دست ماشین

نقاشی رهایی‌یافته: رنگ و گرانش [مقاله‌ی باز] 

دیوید پارک: بیم و تردید

نقاشی فیگوراتیو امروز به‌مثابه‌ی نقد نهادی

فرامتن: آر. اِیچ. کواِیتمن

نقد

پیتر سال: پاپ سوسیالیستی 

پال مک‌کارثی: طرحی برای فاجعه

نقش و آرایه: کاناپه‌ی ماتیس

کریستو و ژان‌کلُد: فُرم و هستی

از نقد به تاریخ

جرمَنو چلانت ۲۰۲۰-۱۹۴۰

سوزان راثنبرگ: ۲۰۲۰-۱۹۴۵ [مقاله‌ی باز] 

زرینا: ۲۰۲۰-۱۹۳۷ 

 

پی‌نوشت

مدرنیسمی رو به دیروز، و یا حتا فردا [مقاله‌ی باز] 

گرهارد ریشتر: دیالکتیک رنگ و نقره

حسین ایالتی

تصویری محو از سربازی آلمانی در یونی‌فرم ویژه‌‌ی ارتش نازی («ورماخت») در مرکز بوم ایستاده‌است و هم‌زمان که دست‌کش‌هایش را در دست گرفته با لبخندی ساختگی به بیننده نگاه‌می‌کند. پوتین‌های براق و واکس‌خورده‌ی او در تضاد با کت چین‌خورده‌ و کلاه ارتشی اوست که اندکی کج روی سرش نشسته. پشت او ... ادامه

مدرنیسمی رو به دیروز، و یا حتا فردا

محمدرضا  میرزایی

کتاب «پارس بازتعریف‌شده: نگرش‌های ایرانی هنر مدرن و معاصر» نوشته‌ی فرشته دفتری که در سال ۲۰۱۹ در دست‌رس قرارگرفت، تازه‌ترین تلاش برای پرداختن به هنر مدرن و معاصر ایران است. نگارش یک تاریخ تحلیلی و انتقادی درباره‌ی هنر ایران و به زبان انگلیسی کاری ساده نیست و کار دفتری باری دیگر ... ادامه

سوزان راثنبرگ: ۲۰۲۰-۱۹۴۵

سپیده اقتداری

سوزان راثنبرگ در دهه‌ی هفتاد و سال‌هایی که مینی‌مالیسم و هنر مفهومی در میدان هنر می‌تازیدند و نقاشی بازنمایانه را به قلم‌رویِ گونه‌ای از فراموشی‌ تاریخی می‌راندند، جسورانه نقاشی‌های فیگوراتیو (پیکرنما) آفرید. او در نخستین نمایشگاه انفرادی‌اش در سال ۱۹۷۵، نقاشی‌هایی را ارایه‌داد که ... ادامه

نقاشی رهایی‌یافته: رنگ و گرانش

کتایون دشت‌بازی

بازنگری در تعریف و چیستی نقاشی، خود به یکی از مهم‌ترین جریان‌های هنر امروز بدل شده‌است. در این جریان، هنرمند می‌کوشد خودِ پیش‌فرض‌ها و دگم‌های قطعی رسانه‌ی نقاشی ‌را به‌پرسش بگیرد. از آغاز پیدایی این جریانِ خودواسازانه در دهه‌ی شصت، بوم‌های سوخته، شکسته، سوراخ‌شده، یا حتا ... ادامه

دیوید پارک: بیم و تردید

1/4
Please reload

در چند دهه‌ی گذشته، بازنگری‌هایِ پی‌درپی در تاریخ اکسپرسیونیسم انتزاعی یکی از بهترین نمودهای گونه‌ای از تاریخ‌هنرنگاری پویا را پیشِ روی ما نهاده‌‌است که گذشته را امری از آنِ گذشته نمی‌بیند. برای نمونه، در قالبِ همین بازنگری‌ها، دو اسطوره درباره‌ی این جنبش سرنگون شده‌اند: نخست، اکنون می‌دانیم که اکسپرسیونیسم انتزاعی به‌هیچ‌رو پدیده‌ای تنها نیویرکی نبود و بسیاری از هنرمندها در نقطه‌های گوناگون امریکا در آن نقش‌داشتند. [۱] دوم، اکسپرسیونیسم انتزاعی، برخلاف نام‌اش پدیده‌ای یک‌سر انتزاعی نبود و هنر فیگوراتیو (یا پیکرنما) هم‌و‌اره به‌شیوه‌های گوناگون با آن تماس یا هم‌پوشانی داشت.

یکی از هنرمندهایی که این دو ویژگی را با هم پیش چشم می‌گذارد، «دیوید پارک» [۲] نقاش‌ سن‌فرنسیسکویی‌ست که در سال ۱۹۵۰ و...

درست هنگامی ‌که هنرمندهای پاپ‌آرت در سال‌های نخست دهه‌ی شصت با بزرگ‌کردن تصویر شخصیت‌های کمیک‌‌استریپ‌ها، نقش بازتولید مکانیکی تصویر را واکاوی می‌کردند، «پیتر سال» [۱] در نقاشی‌های رنگین‌اش که بیش‌ترشان چون نقاشی‌های مَنریستی، انباشته از فیگورهای گرُتسکِ در حال پیچ‌خوردن در یک‌دیگرند، با اسطوره‌ها و ابرقهرمان‌های امریکایی فکاهی می‌ساخت. شاید تااندازه‌ای به‌سبب همین سویه‌ی سیاسی آشکار کار پیتر سال باشد که او کم‌تر از دیگر چهره‌های پاپ، مورد توجه بازار یا منتقدهای محافظه‌کار قرارگرفت.

«سوپرمَن و سوپرداگ در زندان» [۲] (۱۹۶۳)  نمونه‌ی درخشانی از کارهای دوره‌ی نخست هنرمند است. سوپرمنِ بی‌چهره با بالاتنه‌ای اغراق‌شده روی توالتی نشسته‌است که سوپرداگ از آن آب می‌خورد. دستِ راست او که به ساعت‌مچی ب...

گستره‌ای سیاه که نزدیک به‌تمامی پارچه‌ی بومی مستطیلی را پوشانده‌است: با چنین جمله‌ای می‌توان بسیاری از شناخته‌شده‌ترین کارهای «وید گایتن» [۱] را به‌طرزی سردستی توصیف‌کرد. نقاشی‌هایی تک‌رنگ، کم‌گو، و غیربازنمایانه که در نگاه نخست این گمان را در بیننده پدیدمی‌آورند که این‌ها همگی از روی یک‌دیگر کپی‌شده‌اند؛ گمانه‌ای هم‌زمان معنادار و البته نه‌چندان درست درباره‌ی فرآیند پدیدآمدن این کارها. نقاشی‌های سیاه گایتن به چندقلوهایی می‌مانند که با خیره‌شدن به چهره‌شان و کناررفتن نقاب شباهت، رفته‌رفته تنها چیزی که نشان‌می‌دهند، ناهم‌سانی‌ست. این تفاوت‌ها گاه نتیجه‌ی خطای ماشین‌های چاپ دیجیتالی‌اند که او نقاشی‌هایش را با آن‌ها پدیدمی‌آورد و گاه حاصل اندکی دست‌کاری در فایلی‌ که او به چاپ‌گر می‌سپارد. تغ...

سخت‌جانی نقاشی فیگوراتیو تااندازه‌ای از آن روست که از تن انسان نمی‌توان گذشت و تن یکی از جولان‌گاه‌های اصلیِ اندیشه‌ی امروز است. نقاشی فیگوراتیو (یا پیکرنما) در هنر مدرن چندین موج مهم را از سر گذرانده است و هر تلاشی برای کاربست تن انسان در نقاشی، خواه‌ناخواه واکنشی خواهد‌بود به این دگرگونی‌ها. از تاثیر دوربین عکاسی بر نقاشی بازنمایانه تا بازگشت اکسپرسیونیست‌‌ها به پیکر انسان در مدرنیسم و نیز واپسین موج بازگشت نقاشی اندام‌وار در دهه‌ی هفتاد، همه نشان از این دارد که نقاشی گریزی از بازنمایی سوژه‌ی انسانی نداشته‌است. [۱] در این میان، آخرین خیزش نقاشی فیگوراتیو در واکنش به هنر مفهومی، رخ‌دادی کلیدی در درک سویه‌هایی تازه از نقاشی پسامدرن است. [۲] اکنون پیش‌تازهایی چون «فیلیپ گاستن» [۳] و «ماریا...

دورکردنِ نقاشی و مجسمه از تزیین، دست‌‌آوردی به‌ظاهر مدرن است اما در سال‌های پایانی سده‌ی نوزدهم منتقدی چون جان راسکین و هنرمندی مانند «ویلیم مُریس» [۱] رویای هنری تازه‌ را در سر پروراندند که در سال ۱۸۹۰ با نام «آر نووُ»، [۲] پایِ گونه‌هایی تازه‌ از سازمایه‌های تزیینی را به کارهای هنری و معماری بازکرد. این جنبش‌ در ترکیب با نمادگرایی و «جنبش هنرها و صنایع دستی» [۳] مجموعه‌ای از بدبینی‌ها به تولید صنعتی و زنده‌کردن کارهای دستی در دوران ماشین را در پی داشت. اما با آغاز جنگ جهانی اول و فروپاشی خوش‌بینی پیش از جنگ، دیری نپایید که نقش و آرایه از کار مدرنیست‌ها به‌تمامی بیرون انداخته‌شد. در این دوره، تزیین به شیوه‌ای تفسیرمی‌شد که تنها در پی لذت دیداری بود و از این رو چیزی منحط به‌شمارمی‌آمد که...

در کارهای «اِلد لَسری» [۱] عکس‌ تبدیل به کار‌ماده‌ای برای مجسمه‌های او می‌شود، او از مرزهای شناخته‌‌شده‌‌ی عکاسی فاصله‌می‌گیرد و به‌طرزی گزاف‌نمایانه بر شی‌بودن عکس انگشت‌می‌گذارد. لَسری آشکارا نسبت به آن‌چه می‌بینیم و واقعی‌بودن تصویرها مشکوک است. او در کنار عکس‌، به نمایش مجسمه‌هایی رومی‌آورد که اغلب چیزهایی واقعی و اندکی دست‌کاری‌شده‌اند و همین روی‌کرد را در مجموعه‌ای از عکس‌ها نیز به کار می‌بندد و با استفاده از این راه‌کار به رابطه‌ی چیزها و تصویر بازنمایی‌شده‌ی آن‌ها می‌پردازد.

این پرسش‌گری در لحن بازی‌گوشانه‌ی او در برخورد با عکس‌ها نیز دیده‌می‌شود. ایجاد تغییر در عکس موضوعی تازه در گفتار عکاسی نیست، عکس از دیرباز چه در شکل سنتی‌اش (نگاتیو) و چه گونه‌ی امروزی‌تر آن، یعنی دیجیتال، هم‌...

>

Please reload

© 2012 - 2020 by Kaarnamaa + Accent Wall

هرگونه استفاده از محتوای منتشر شده در کارنما،

تنها با اجازه‌ی نوشتاری ناشر ممکن است.