خیزش ملی ایران از نگاه دانشگاهها
کارنما | زمستان ۱۴۰۴
برای بسیاری از ایرانیها، براندازی در تاریخ پسااصلاحات در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ آغازشد. این فصلِ نو را دانشجوهای ایرانی در کوی دانشگاه آغازکردند. از آن روز تا ۱۸ دی ۱۴۰۴، راهی بس دراز آغازشد که مسیریابیِ بخش زیادی از آن بر دوش دانشجوها و بهویژه دانشجوهای نوجوی لیبرال ایران افتاد. آنها پیش از دیگران دریافتند، خلافت اسلامی ایران، اصلاحشدنی نیست و به دوست و دشمن، اعلامکردند: «دیدار به خیابان». در جریان خیزش ملی ایران در سال ۱۴۰۴، دانشجوی ایرانی بار دیگر کنشمندی خود را اعلام و دانشگاه را به یکی از کانونهای ایستادگی در برابر «سرکوب سیستماتیک» حکومت تروریستی جمهوری اسلامی بدلکرد. جنبش دانشجویی پیشروی ایران بهسرعت دریافت که پذیرش چهرهای برای گذار، به پیروزی جنبش آزادیخواهی ایران کمکمیکند. واکاوی گفتار بیانیههای دانشجویی میتواند به درک اولویتها، دغدغهها، جهتگیریهای تازه، و مرکزهای ثقل یا گرانیگاههای سیاسی خیزش از زاویهی دید ایشان کمککند.
این بیانیهها در فرآیندی چندمرحلهای چگونگی رویاروییِ جامعه با جنایت هولناک حکومت را بازتابداده و
شیوههای سرکوب را ثبتکردهاند. متنهایی که از پشتیبانی، فراخوان، و هشدار، به سوگنامه، دادخواهی، و اعتراض برای همکلاسی رسیدهبودند، اکنون با زبانی شفاف و بدون سانسور، حکومت را مخاطب قرارمیدهد و به «انقلاب شیروخورشید» رسمیت میبخشند. همچنین در غیاب نهادهای سیاسی معتبر مانند حزب و حتا روزنامه، دانشجو سخنگوی جامعهی متکثر ایران شدهاست، مسئولیت خبررسانی و آگاهیبخشی را بهعهده گرفتهاست،[۱] و دانشگاه را میدانِ مبارزه با حکومت اسلامی میداند.[۲] اغلب دانشجوهای کنونیِ ایران، کمتر از ۲۵ سال سن دارند و سالهای دبیرستان را با تجربهی سرنگونی هواپیمای پرواز شمارهی ۷۵۲ با شلیک پدافند هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اعتراضهای آبان ۹۸ گذرانده، و در همهگیری کُوید ۱۹ و قرنطینه بهپایان رساندهاند. اگر در سالهای پایانیِ دبیرستان با گاز مسموم نشدهباشند، دانشگاه را با جنبش «زن، زندگی، آزادی» آغازکرده، جنگ ژوئن ۲۰۲۵ را از سر گذرانده، و امروز اگر نه قربانی، که شاهد جنایتی تمامعیار علیه بشریتاند. بنابرین، بیراه نیست که دانشجوها به حکومت میگویند: «بدانید هیچ آیندهای تیرهتر از امروزی که بر ما تحمیلکردهاید وجود ندارد»[۳] و «ننگ بر تمامیت شما که با بازداشت دانشجویان و سرکوب صدای راستی و آزادی، بر ما منت از تامین امنیت میگذارید».[۴]
نخستین بیانیههای دانشجویی از روزهای آغازین دیماه همسو با و در پشتیبانی از اعتصابهای بازار تهران منتشرشدند. یکی از این بیانیهها که امضای «دانشجویان آزادیخواه» را بر خود داشت و بر «حق قانونی اعتراض» تاکید میکرد، از نخستین فراخوانهایی بود که برای روز ۱۷ دیماه منتشر شد.[۵] پس از حضور میلیونی بسیاری از ایرانیها در خیابان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه که با قتل عام مردم بهدست نیروهای حکومت اسلامی همراه بود، موج فراخوانها نیز پس از نزدیک به سه هفته قطعیِ اینترنت آغازشد. هدف اصلی طرحِ موضوعی صنفی مانند تحریم امتحانها و کلاسهای مجازی در این فراخوانها، گستردهترکردنِ پشتیبانی دانشجوها دربرابر عادیسازی بود. از سوی دیگر، واقعیت تلخ این بود که گسترهی خشونت چنان بود که هر دانشکدهای سوگوار یا دادخواه دانشجویی کشته یا بازداشتشده بود. آنها نوشتند: «عدم حضور ما در جلسات امتحانی، اقدامی آگاهانه، جمعی و سیاسی است و شکلی از نافرمانی مدنی در برابر تحمیل «عادیبودن» بر جامعهای است که عادی نیست».[۶] در بیش از دویست بیانیه در کمتر از دو ماه، دانشجوهای سراسر کشور با کنشی نمادین و مسئولانه، یکصدا فریاد زدند: «دانشگاه نباید امتداد سیاست حذف و سرکوب باشد»[۷] و «اگر دانشگاه در برابر کشتار، بازداشت و تحریف حقیقت سکوت کند، از نقش تاریخی و مسئولیت اخلاقی خود تهی میشود».[۸] دانشجوها همزمان بر امید تاکیدکردند و نوشتند: «امروز که پژواک پایان دیکتاتوری در هوای شهر طنینانداز شدهاست، زمان آن رسیده که در کنار مردم، قدم به قدم دیکتاتور را به پایاناش نزدیککنیم».[۹]
پافشاری بر اینکه «دانشگاه ملک شخصی هیچ قدرتی نیست، دانشجو رعیت نیست و علم اگر در برابر رنج انسان سکوت کند نه شایستهی اعتماد است و نه سزاوار افتخار»،[۱۰] به پیشفرض بسیاری از بیانیههای دانشجویی تبدیلمیشود. اگرچه انتشار بیانیه و موضعگیری چون همیشه از دانشگاههای بزرگ پایتخت، بهویژه دانشکدههای هنر و علوم سیاسی آغازشد اما در رویدادی کمسابقه، دانشگاههای سراسر ایران، چه دولتی، آزاد، و حتا دانشکدههای کمجمعیت و دانشجوهای شهرهای کوچک، در بیانیههای خود به فراخوان تهران پاسخدادند و چهبسا پیشروُتر عملکردند. «رسانهی مستقل دانشگاه هنر» که نقطهی نشانِ آن به یک مُشت قرمز تبدیلشدهاست، تا روز ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، نام ۴۸۰ نفر از بازداشتشدههای دیماه را در فهرستهایی با زمینهای به رنگ خون منتشرکردهاست. بیشترِ بیانیهها از همکلاسیهای جانباخته یاد کرده و دادخواهشان شدهاند. برای نمونه، انجمن علمی دانشگاه یزد در بیانیهای که میانهی بهمنماه منتشرشد، از دانشجوهای جانباخته، مصطفی سرافراز، رضا ریزوندی، متین رنجکش و گلسا شریفی نامبردهاست، و در پایان، خواستار آزادی دانشجوی دستگیرشده، ایلیا بخشایی، شدهاند که تصویر او در گوشهی پایین قاب با زمینهی سیاه قراردارد.[۱۱] دانشگاه یزد در ۲۴ بهمنماه با تصویری دیگر از ایلیا بخشایی، «جاویدنامان» دیماه را «سندی دال بر جنایت حکومت» خواند و با لحنی روشنتر، جنایتهای حکومت اسلامی را ثبت و محکومکرد.[۱۲] بیانیهی مشترک پنج دانشگاه از تبریز[۱۳] دربارهی فرارسیدن روز دادخواهی هشدارمیدهد و خواستار آزادی دانشجوهای زندانی از جمله: پدرام علمداری، سمیه حیدری، سروش ضحاکان، و مهتاب صالحی است که تصویرشان در صفحهی دوم قراردارد.[۱۴] این بیانیه با گفتآوردی از ستارخان بهپایان میرسد: «اگر یک روز از زندگیام باقی ماندهباشد، آن روز را هم برای استقلال و حفظ کرامت ایران خواهم جنگید، حتا اگر لقب شورشی و ضد مملکت به من دادهشود».
اندکی پس از قتلعام دیماه ۱۴۰۴ ایران، سوگ و خشم به پربسامدترین درونمایهی این بیانیهها بدلشد، و دانشجوهای هر یک از دانشکدههای گوناگون، بنابر تخصص خود، میکوشند بخشی از وضعیت را روشنکنند و موضع بگیرند. برای نمونه، دانشجوهای علوم پزشکی با موضعی عینیتر، نگرانی خود را دربارهی سلامتِ تن و روان جامعه ابرازمیکنند. در سوی دیگر، بیانیههای دانشگاه تهران با بیانی که خشم خود را پنهاننمیکند، پیآمد تصمیمهای اشتباه را گوشزد کردهاند. دانشجوهای مهندسی نیز در بیانیههایی ستیزجویانه و بیپروا با دشمنِ خود سخنمیگویند و دانشجوهای دانشگاه علم و صنعت در ۲۰ بهمنماه با پرچمی برافراشته در تنها بخشِ محونشدهی تصویرِ پسزمینهی بیانیه، از همکلاسیشان، محمد جعفرپور، یادکردهاند و بیانیه را بهنام «انقلاب شیر و خورشید» و «زنده باد ایران» بهپایان رساندهاند.[۱۵] همچنین، انجمنهای علمی و شورای صنفی دانشگاه هنر اصفهان، تعلیقِ فعالیتهای معمول را در راستای همدلی با خانوادههای داغدار و اعتراض به خشونت و سرکوب، در بیانیهای اعلامکردهاند، چرا که باوردارند «وقتی مردم به خاک و خون کشیدهمیشوند، سکوت جنایت است و بیطرفی، دروغی آراسته». این بیانیه برین نکته پامیفشارد که «دانشگاه اگر کنار مردم نباشد، علیه مردم است» و «هنر و فرهنگ، اگر در لحظهی رنج مردم به کار نیایند، صرفا ابزار تزیین قدرت خواهند بود».[۱۶] دانشجوهای دانشکدهی آمار، ریاضی و رایانهی دانشگاه علامه طباطبایی راهشان را از آمار و دادههای رسمی که «به جای بازنمایی واقعیت، به ابزاری برای انکار، تحریف یا پنهانسازی آن تبدیل میشود» جداکردهاند و آن را در رویارویی با اصول علم و اخلاق خواندند.[۱۷]
انتشار بیانیه تنها یکی از شکلهای اعتراض دانشجوها در دی و بهمن سال ۱۴۰۴ بود. فضای امنیتی در فراخوان دیماه و حضور لباسشخصیها در دانشگاه تهران نتوانست از حضور و درگیری دانشجوها با نیروهای امنیتی جلوگیریکند. در اقدامی دور از تصور، دانشجوهای دانشکدههای پزشکی دانشگاه بهشتی (ملی) در تحریم امتحانها و اعتراض به عادیسازی شرایط، پیشروُ بودند. همچنین، بستنشینیهای پیدرپی دانشجوهای علوم پزشکی مشهد و تبریز، چند روز ادامهداشت و با فرارسیدن چهلُمِ کشتهشدگان دیماه تکرارشد. بیانیهی دعوت به تحریم کلاسهای مجازی ترم بهار، پس از بستنشینیها در روز ۲۲ بهمن از سوی دانشگاه شیراز منتشرشد.[۱۸] دانشگاههای علوم پزشکی آبادان،[۱۹] یاسوج،[۲۰] نیشابور،[۲۱] بجنورد،[۲۲] کرمانشاه،[۲۳] بابل،[۲۴] مازندران،[۲۵] پردیس خودگردان رامسر،[۲۶] گناباد،[۲۷] پردیس چابهار، دانشگاه باهنر و آزاد کرمان،[۲۸] دانشگاه گیلان،[۲۹] و آزاد رشت،[۳۰] دانشگاه دامغان،[۳۱] دانشگاه خلیج فارس،[۳۲] و دانشگاه چمران اهواز،[۳۳] بخشی از دانشگاههایی بودند که از چهارگوشهی ایران بیانیه دادند. این چندصدایی خود بهتنهایی نشاندهندهی این واقعیت بود که ایران «واحد تاریخی متکثر از اقوام، ادیان و سنتها»[۳۴] است که در خواست دمکراسی همسو شدهاست.
گوناگونی زیباشناختی و شیوهی بیانِ درونمایهها در فرم هر بیانیه چشمگیر است. پسزمینهی متن در بیانیههای دانشگاه تهران، تصویری از سردر پردیس هنرهای زیباست که بافتی زمختتر گرفته، تیرهشده، یا جمعیتی با مشتهای رو به آسمان[۳۵] جلویش قرارگرفتهاست. دانشگاه هنر، نمادهای رسمی را بهطرزی ظریفتر دستکاری کردهاست: لُگو را تغییرداده یا پرچم شیروخورشیدِ رنگی را روی سقف مخروطی ساختمان سیاهوسفیدِ باغ ملی مُنتاژ کردهاست.[۳۶] دیگر دانشگاههای پایتخت که نمادی شناختهشده ندارند، از تصویر دماوند یا برج آزادی (شهیاد) استفاده کردهاند. دانشگاههای تبریز نیز تابلوی سردر یا ساختمان دانشکده را بهطرزی نهچندان محو، پشتِ متن گذاشتهاند. همسانیهایی دیداری نیز میان برخی از بیانیهها بهچشم می خورد. قابِ بیشترِ بیانیهها، بهویژه بیانیههای قدیمیتر، برای انتشارِ آسان، تناسب عمودیِ صفحهی نمایش تلفن همراه را برگزیدهاند و متنِ ترازنشده و قلم فارسیِ بهکاررفته هم نشانمیدهد که بهاحتمال قوی، ابزارِ تولید، همان تلفن همراه بودهاست. اغلب بیانیهها در گوشهای از قاب یا در مرکز آنها، نشان دانشگاه را دارند، پسزمینهشان تیره است، و در طراحیشان از رنگهای پرچم ایران استفاده شدهاست. برخی از بیانیهها نیز پرچم شیروخورشید را در پسزمینهی متن نشاندهاند. دانشگاههای شهرهای کوچکتر مانند کاشان[۳۷] و دانشگاههای صنعتی مانند امیرکبیر و علم و صنعت از تصویرهای نمادین اعتراضهای تهران در پسزمینه استفادهکردهاند. نمادهای سوگواری که در اعلامیههای ترحیم دیدهمیشوند، مانند شمع، رُبان سیاه، و کبوتر، بیشتر در بیانیههای محتاطانهی دانشکدههای پزشکی یا علوم طبیعی بهکار رفتهاند.[۳۸]
زبان و لحن بیانیهها اغلب سرراست است اما بسته به مخاطب تغییرمیکند. بیانیههای خطاب به مردم، لحنی همدلانه و سوگوار دارند، اما فراخوانها پرشور و حماسیاند و بیانیههایی که با استادها و مدیریت دانشگاهِ نمایندهی حکومت سخنمیگویند، خشن و ستیزجویانهاند. دانشجوهای دانشگاه امیرکبیر در نخستین بیانیهی خود گفتند: «خشم فروخوردهمان چون طوفانی سهمگین بر کاخ ستمگران فروخواهد ریخت»[۳۹] و دانشگاه تربیت مدرس با تصویری از کیسههای جسد در کهریزک، برای «چهلم هموطنان شجاعمان که نااهلانه و خصمانه بدست جمهوری ننگین اسلامی کشتهشدهاند» فراخوان داد.[۴۰] انجمنهای دانشجویی دانشگاه شریف، روز ۲۱ بهمن و چند روز پس از حذف بیانیهی انجمن علمیِ مهندسی کامپیوتر بهاجبارِ سازمان اطلاعات سپاه،[۴۱] اعتراض خود را بدون کلام و در ویدیویی بیانکردند که چهرهی دانشجوها را نشانمیداد.[۴۲] این برخوردی بهنسبت تازه و تاثیرگذار بود که هم در رسانههای سنتی مورد توجه قرارگرفت و هم در رسانههای اجتماعی.
این بیانیهها از چند سویه اهمیت دارند؛ نخست اینکه سندهای تاریخیِ ثبت سوگ، افشاگری و مقاومتاند و فراتر از اعلام حضور یا همدردی، به حکومت اسلامی و بازوهای آن در سیستم آموزشی اعلان جنگ میکنند. بیانیههای نخستین، ضمن یادآوری سرکوبهای پیشین، از خواستهی مردم پشتیبانی و به مشارکت بیشتر دعوتکردند و کوشیدند دربارهی ضرورت گرامیداشتِ حق مردم، به حکومت هشداردهند. پس از خاموشی سراسری، بیانیهها در رویارویی با فراموشی، تلاشی بودند برای رسمیتبخشیدن به سوگ جمعی و ابراز خشمِ فروخوردهی جامعه که با اعتراض، توبیخ، و تحریم در برابر حکومت و نمایندههایش در دانشگاه ایستاد. دانشجوها به سرکشی آگاهانهی خود تاکیدکردند و بیانکردند که دیگر ابزارهایی چون «ستارهدار کردن، اخراج، اجبار به ترک تحصیل، محرومیت از خوابگاه و بستن تشکلها و انجمنهای دانشجویی»[۴۳] نمیتواند دانشگاه را به سکوت وادارد؛ چرا که «در چنین بزنگاههای تاریخی، سکوت یا کنش، هر دو معنا دارند و ما [دانشجوها] ناگزیر از آنیم که کنشی درخور این مسئولیت جمعی برگزینیم».[۴۴]
رفتهرفته با هرچه روشنتر شدن ابعاد فاجعه، دانشگاه خود را گواه و دادخواه تاریخ دانست. دانشجوهای دانشگاه تهران توحش بیسابقهی نیروی سرکوب در بیمارستان سینای تهران را محکومکردند، دربارهی ربودهشدن مبین صفدری و نیازِ او به دارو گفتند، و نوشتند دانشگاه به آنها اجازهندادهاست برای آيدا حیدری سوگواریکنند و بهیادش درختی در فضای دانشگاه بکارند.[۴۵] خشم دانشگاه فراتر از وضعیت کنونی، سرکوبی طولانیتر را محکومکرد: «دوستان عزیزتر از جان و گوشهجگرهای ما را در دانشگاه به غربت و گریختن از وطن واداشتید و آنهایی که به پای وطنشان ماندند را نیز با قساوت و پلیدیتان کشتید».[۴۶]
دستکم از خیزش «زن، زندگی، آزادی» به این سو، مبارزه بیش از پیش به بخشی از هویت نسل نوی دانشجوهای ایرانی بدل شدهاست و ترفندهای قدیمی دیگر تواناییِ رویارویی با آنها را ندارد. شماری از بیانیهها فراتر از همدردی، دستاندرکارهای آموزش را «مزدور» دستنشانده و بازوهای سرکوب حکومت خواندند و فرصتهای آخر برای تصمیم درست را گوشزد کردند. دانشجوهای علوم اجتماعی دانشگاه تهران پیش از افشای بیپردهی کارهای دستاندرکارهای دانشگاه هشداردادند که «فکر و قلم عقبماندهتان را کنار بگذارید؛ شاید با وضوح بیشتری ببینید».[۴۷] خبرنامهی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی نمونهای از کانالهاییست که برای رسوایی دستاندرکارها یا بهبیان خودشان «سگِ دستنشاندهی مالهکش جنایات خامنهای» بهکار بستهشدهاست. دانشجوهای این دانشگاه از تمامی امکانهایی که دانشگاه در جایگاه یک نهاد در اختیار آنها میگذاشت، برای رساندن صدای خود استفادهکردند و در نامهای رسمی به دانشگاه «البرتا» در کانادا خواستار اخراج استادهای وابسته به حکومت مانند حمیدرضا دخت تقیراد شدند.[۴۸]
دانشجوها و دانشآموختهها برای نگارش و نشر این بیانیهها از همهی ترفندها و شبکههایی بهرهبردند که پیشتر بهدلیلهای گوناگون برای دورزدن دستگاه نظارت و سرکوبِ درون نهاد دانشگاه توسعهدادهبودند، مانند کانالهای دوستی تلگرامی و تشکلهای سیاسی فرامرزی. این بسترهای دیجیتال غیررسمی و حتا پنهانی که گِرد دانشگاه شکلگرفتهاند، شبکهای گسترده را در پیوند با یکدیگر ساختهاند که مستقل از فضای فیزیکی دانشگاه کارمیکنند و امکان دوری از همکلاسیهای سهمیهای یا استادهای همدست حکومت را فراهممیکنند. بهاین ترتیب، فضای دانشگاه که از انقلاب فرهنگی به اینسو، به ابزاری نظارتی و سلاح سرکوب و ارعاب تبدیلشده بود، از انحصار درمیآید. بهگواه یک دانشجوی دانشگاه آزاد واحد تهران غرب، سال گذشته استاد درس تاریخ هنر، دانشجوهایی را که از ارایه دربارهی اسلام سرباززدند به حراست دانشگاه گزارشداد و تصور هم نمیکرد که تمام کلاس برای دادخواهی از همکلاسیهایشان کلاس را ترککنند تا جایی که دانشگاه ناچار شود استاد را جابهجا کند.
امروز، دانشگاه سنگری مصادرهنشدنی برای مبارزهی ایران و ایرانیست. دانشجوها همراه با خرد همگانی جامعه یکصدا اعلامکردند: «این یک بیانیهی اعتراضی نیست، بلکه اعلام انقلاب و عبور کامل جامعه از جمهوری اسلامی است»[۴۹] پس «گوشهای پنبهایتان را به سیلی «انقلاب» عادت دهید».[۵۰] برای دانشجوها این انقلاب امتداد جنبش «زن، زندگی، آزادی» است و نه در برابر آن. بیانیههایی که با «زن، زندگی، آزادی» آغاز شدهاند؛ برای همکلاسیهای کشتهشدهشان در شهرهای دور و نزدیک دادخواهیمیکنند،[۵۱] بدون تردید، از انقلاب شیروخورشید پیشتیبانی و «به نام خداوند رنگینکمان» آغازمیشوند و با «پاینده ایران» پایانمییابند. اگر پیشتر تصویرهایی نمادین را پسزمینهی متن خود قرارمیدادند، امروز در نامهی رسمی خود به حکومت، نمادهای ایدئولُژیک را با نمادهای ملی مانند شیروخورشید جایگزینکردهاند. از روز ۲۲ بهمن برای جلوگیری از مصادرهی صدای دانشگاه، بیانیههای رسمی دانشگاههای صنعتی امیرکبیر، خواجه نصیر و علم و صنعت با صفحهبندیهایی رسمیتر با نماد رسمی شیروخورشید، پشتیبانی خود از رضا پهلوی در جایگاه رهبر گذار اعلامکردند. خبرنامهی دانشجویی امیرکبیر هم فهرستی از سی دانشگاه پشتیبان رضا پهلوی را تایید و منتشرکرد تا در برابر موج بیانیههای جعلی بایستد. نمیتوان گفت همهی این دانشجوها هوادار پادشاهیاند اما ایشان در این نهاد، سرانجام نیرویی یافتهاند که میتواند پروندهی ۴۷ سالهی جمهوری اسلامی را ببندد.
اکنون گرچه راستیآزمایی تمام بیانیهها شدنی نیست اما از سوی دیگر، نمیتوان نشانهای دگرگونی را نادیدهگرفت و فرآیند پدیدارشدن درونمایهها و خواستهای نو را پسزد. این بیانیهها نشانمیدهند که نزدیک به نیمسده تلاش برای بیاعتبارکردن نهاد دانشگاه و خفهکردن صدای پرسشگر دانشجو از سوی حکومت اسلامی شکست خوردهاست.[۵۲] دستگاههای سرکوب در دانشگاه، چه حراست و چه استادهای همدست حکومت، نتوانستند کاری ازپیشببردند و گفتوگویی که بین دانشکدههای کوچک و بزرگ شکلگرفت، دانشگاه را دوباره به نهادی سازمانیافته و یکپارچه بهوسعت کل کشور بدلکرد. دانشجوها بهخوبی آگاهاند که «عادیسازی، سنگر نهاییِ نظم قاتل»[۵۳] است و «ایستادگی تاریخی در برابر جریان فراموشی ساختاریافتهای که دستگاه حاکم میکوشد بر جامعه تحمیلکند»[۵۴] را مسئولیت خود میدانند. بهاین ترتیب، ساختار درونی دانشگاه در جایگاه یک نهاد و پراکندگی آن در کل کشور، اینبار بهجای کمک به سرکوب یا ارعاب، فضایی برای مبارزهی سامانمند ایجادکرد. این بیانیهها که در گردهمآییهای اعتراضی روزهای آغازین اسفند در دانشگاههای سراسر کشور و در پرچمهای شیر و خورشید افراشته و شعارهای ایجابی پژواک یافتهاست، به بازتابی روشن بدلشدهاند از آنچه که هست و تحریفپذیر نیست.
راهنمای کتابنگاری
کارنما، ۱۴۰۴، «خیزش ملی ایران از نگاه دانشگاهها». «کارنما؛ فصلنامهی نقد و تاریخ هنر»، زمستان ۱۴۰۴.
پانویسها
[۱] خبرنامهی امیرکبیر، رسانهی جنبش دانشجویی ایران، در بیانیهای به تاریخ ۱ اسفند ۱۴۰۴ تاکیدکرد: «ضروری است که جامعهٔ دانشجویان و دانشگاهیان ایرانی به عنوان بازوی تولید اندیشه و نوآوری، با رویکردی خردمندانه، مسئولانه و مبتنی بر خودسازماندهی، برای روبهرو شدن با شرایط اضطراری احتمالی آماده باشد».
[۲] این رویکرد در دو نمونهی «بیانیهی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی، ۱۷، بهمن، ۱۴۰۴» و «بیانیهی فعالین دانشجویی مستقل ایران، ۲۸، بهمن، ۱۴۰۴» بسیار ملموس است. همچنین، در آستانهی آغاز ترم بهار و امکان حضور دوباره در دانشگاه، دانشجوها در کانالهای غیررسمی خود به پوشیدن لباس سیاه تاکیدمیکنند که به نوعی لباس رزم این روزهاست.
[۳] «تحریم شرکت در امتحانات از سوی جمعی از دانشجویان دانشگاه دامغان در همراهی با اعتراضات سراسری»، ۱۷ دی ۱۴۰۴
[۴] «بیانیهی دانشجویان و دانشآموختگان دانشکدگان علوم دانشگاه تهران»، دی۱۴۰۴
[۵] «فراخوان سراسری دانشجویان آزاد»، ۱۷ دی ۱۴۰۴
[۶] «بیانیهی دانشجویان دانشکدهی توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی»، ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
[۷] «بیانیهی دانشجوهای رشتهی مکانیک دانشگاه تهران»، ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
[۸] «بیانیهی اعتراضی انجمنهای علمی دانشگاه هنر اصفهان»، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
[۹] «بیانیهی دانشکدهی هنرهای کاربردی دانشگاه هنر ایران»، ۹ دی ۱۴۰۴
[۱۰] «بیانیهی دانشجویان مهندسی نفت، شیمی و پلیمر دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات»، ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
[۱۱] «بیانیهی انجمنهای علمی دانشگاه یزد»، ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
[۱۲] «بیانیه جمعی از دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاه یزد برای دادخواهی از کشتهشدگان»، ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
[۱۳] دانشگاههای تبریز، علوم پزشکی تبریز، مدنی آذربایجان، آزاد و هنر اسلامی تبریز، صنعتی تبریز
[۱۴] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشگاههای تبریز»، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
[۱۵] «بیانیهی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت»، ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
[۱۶] «بیانیهی رسمی انجمنهای علمی و شورای صنفی دانشگاه هنر اصفهان»، ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
[۱۷] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشکدهی آمار، ریاضی و رایانه دانشگاه علامه طباطبایی»، ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
[۱۸] «دعوت به تحریم کلاسهای مجازی از سوی جمعی از دانشجویان دانشگاه شیراز»، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
[۱۹] «بیانیهی سوم دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی آبادان»، ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
[۲۰] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یاسوج» بهمن ۱۴۰۴
[۲۱] «بیانیه دانشجویان دانشگاه علومپزشکی نیشابور و همراهی با تحریم امتحانات»، ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
[۲۲] «بیانیهی جمعی از دانشجویان پزشکی دانشگاه علومپزشکی بجنورد»،۱۱ بهمن ۱۴۰۴
[۲۳] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشکدهی دندانپزشکی دانشگاه علومپزشکی کرمانشاه»، ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
[۲۴] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشکدهی داروسازی علومپزشکی بابل»، ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
[۲۵] «بیانیهی دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران»، ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
[۲۶] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشکدهی علومپزشکی پردیس خودگردان رامسر دانشگاه تهران»، ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
[۲۷] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گناباد»، ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
[۲۸] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان و دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان»، ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
[۲۹] «بیانیهی اعلام مخالفت دانشجویان دانشگاه گیلان با مجازیشدن ترم آینده و تحریم امتحانات»، ۸ بهمن ۱۴۰۴
[۳۰] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد رشت»، ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
[۳۱] «تحریم شرکت در امتحانات از سوی جمعی از دانشجویان دانشگاه دامغان در همراهی با اعتراضات سراسری»، 17 دی ۱۴۰۴
[۳۲] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشگاه خلیج فارس»، ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
[۳۳] «بیانیهی دانشجویان دانشکدهی دامپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز»، ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
[۳۴] «بیانیهی جمعی دانشجویان دانشکدهی حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه تبریز»، بهمن ۱۴۰۴
[۳۵] «بیانیهی دانشجویان و دانشآموختگان دانشکدگان علوم دانشگاه تهران»، دی ۱۴۰۴
[۳۶] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشگاه هنر تهران»، ۹ بهمن ۱۴۰۴
[۳۷] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشگاه کاشان»، ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
[۳۸] برای نمونه در «بیانیهی دانشجویان مهندسی پزشکی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، ۱۵ بهمن ۱۴۰۴» و «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی، ۱۷ بهمن ۱۴۰۴» چنین است.
[۳۹] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر»، دی ۱۴۰۴
[۴۰] «فراخوان دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس تهران برای تجمع روز ۲۸ بهمن»، ۲۷ بهمن ۱۴۰۴.
[۴۱] «بیانیهی اعتراضی انجمن علمی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف»، ۹ بهمن ۱۴۰۴
[۴۲] «بیانیهی ویدیویی مجمع انجمنهای علمی دانشگاه صنعتی شریف»، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
[۴۳] «بیانیهی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی»، ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
[۴۴]«بیانیهی دانشجویان دانشکدهی دامپزشکی دانشگاه شهید چمران اهواز»، ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
[۴۵] «بیانیهی دانشجویان دانشگاه علومپزشکی تهران، به یاد خونهای ریختهشده و علیه عادیسازی شرایط»، ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
[۴۶] « بیانیهی دانشجویان و دانشآموختگان دانشکدگان علوم دانشگاه تهران»، دی ۱۴۰۴
[۴۷] «بیانیهی جمعی از فعالین دانشجویی، علمی و صنفی دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران علیه فعالیتهای اخیر برخی از اساتید خودخوانده و رانتی دانشگاه»، ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
[۴۸] «بیانیهی رسمی جمعی از دانشجویان آزادیخواه ایران»، ۱۱ بهمن ۱۴۰۴. پیشتر، فشار ایرانیها منجر به اخراج فاطمه اردشیر-لاریجانی از دانشگاه «اِمُری» شدهبود.
[۴۹] «بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد تهران مرکز»، ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
[۵۰] «بیانیهی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی»، ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
[۵۱] در«بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشگاه خلیج فارس، ۱۵ بهمن ۱۴۰۴» میخوانیم: «ما بیانیههای همسنگرانمان در امیرکبیر و شریف را خواندیم. درد از دست دادن «زهرا محمودپور»ها و «محمدرضا مرادعلی»ها، تنها درد تهران نیست؛ این داغی است که بر دل هر ایرانی آزادهای نشستهاست».
[۵۲] در «بیانیهی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی، ۱۷ بهمن ۱۴۰۴» آمده: «دانشجو را میشود زد، اما نمیشود نادان نگه داشت».
[۵۳] همان.
[۵۴] «بیانیه تحریم امتحانات از سوی دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران»، ۶ بهمن ۱۴۰۴