© 2012 - 2019 by Kaarnamaa + Accent Wall

هرگونه استفاده از محتوای منتشر شده در کارنما،

تنها با اجازه‌ی نوشتاری ناشر ممکن است.

هم‌آلان اسکله‌ها

دبیرهای کارنما

یک پژوهشِ مردم‌شناختیِ هنر مدرن به قلم «جانثان واینبرگ»، اسکله‌های غربی نیویرک را به‌مثابه‌ی بستری برای تجربه‌گریِ جنسی و هنریِ هنرمندهای دهه‌ی هفتاد و تااندازه‌ای هشتاد نیویرک در کانون توجه‌ نشانده‌است. «هم‌آلان اسکله‌ها؛ هنر و امرجنسی بر کرانه‌‌های نیویرک» [۱] به یک فضای شهریِ روبه‌ویرانی می‌پردازد که درست پیش از نابودیِ کامل‌اش، بدل به آهن‌ربایی جنسی و زیباشناختی برای فراخواندن هزارها مرد کوییر و ده‌ها هنرمند با گرایش‌های جنسی گوناگون شده‌بود. اسکله‌های غربی نیویرک که چندتایی از آن‌ها هنوز برپایند، جایی نه‌چندان دورتر از نهادهایِ هنریِ نوساز شهر، مانند موزه‌ی ویتنی، «شِد»، و البته محله‌ی هنری چلسی قرارداشتند. این اسکله‌ها روزگاری به‌مثابه‌ی لنگرگاه‌های پررفت‌وآمد کشتی‌ها عمل‌می‌کردند اما رفته‌رفته با بروز دگرگونی‌هایِ ژرف اقتصادی و تکنولُژیک در نیمه‌ی دوم سده‌ی بیستم، کاربری‌شان را از دست دادند و به ویرانه بدل‌شدند. 

آن دُژستان‌های پساصنعتی، از نظر واینبرگ، به سازه‌هایی می‌ماندند نه‌چندان متفاوت با پاساژهایی که والتر بنیامین در پاریس دهه‌های نخستین سده‌ی بیستم دیده‌بود [۲] و از آن‌ها چون ابزاری مفهومی برای درک مدرنتیه سودبرد. بر اساسِ این پیش‌فرضِ نظری، نویسنده سپس اسکله‌ها را از بیش‌وکم سه زاویه‌ می‌نگرد: الف، هنرمندهایی چون «گُردن ماتا‌کلارک» [۳] و «ویتو اَکانچی» [۴] که بی‌واسطه با مکان (سایت) برای آفریدنِ کارهایی اجرایی یا فضامند درگیرشدند؛ ب، مردهای کوییری که اسکله‌ها را بدل به زمینِ بازی‌های جنسی یا استراحت‌ کردند؛ و پ، هنرمندهایی چون «دیوید وُینارُویچ» [۵] و «اَلوین بَلتراپ» [۶] که این دو کاربری را با هم درآمیختند. کتاب در شش فصلِ اصلی با کششی نظرگیر که کم‌تر نشانی از آن را در پژوهش‌های امروزی می‌یابیم، این زمینه‌ها را وامی‌کاود. هرچند پیش از این، نویسنده‌هایی چون «داگلس کریمپ» از ره‌گذر بررسی کارهای بَلتراپ به اسکله‌ها پرداخته‌بودند [۷] و خود واینبرگ به‌مناسبت‌های مختلف درباره‌شان نوشته و یا نمایشگاه برپاکرده‌بود [۸] اما این نخستین‌بار است که کاربری‌های چندگانه‌ی اسکله‌ها، کنار هم می‌آیند و تصویری فراگیر از آن‌ها ارایه‌می‌شود. 

 

برخوردِ مردم‌شناسانه‌ی پژوهش، خود را بیش‌ازهمه در پایان کتاب نشان‌می‌دهد هنگامی‌که نویسنده در فصل پنجم، به بررسی مهم‌ترین سندهایی می‌پردازد که از اسکله‌ها برجامانده‌اند: عکس‌های اَلوین بَلتراپ یا «لنرد فینک»، [۹] در کنار شماری دیگر، اسکله‌ها را اغلب بر پس‌زمینه‌ی سِکس (کنش جنسی) یا نقاشی‌های دیواری می‌نشانند اما گاهی نیز خودِ این سازه‌ها (به‌ویژه هنگامی‌ که به‌دست شهرداری ویران‌می‌شدند) موضوع اصلیِ کارِ عکاس‌ها بودند. از این زاویه، ما به دیدار دوباره‌ی تجربه‌ای جنسی در تاریخ مدرن می‌رویم که درست پیش از بروز ایدز، امکانی برای ازآن‌خودکردنِ فضاهای همگانی نیویرک، فراهم‌کرد. عکس‌ها بدل به سندی می‌شوند از روزنه‌ای که پس از شورش «استُن‌وال» [۱۰] گشوده‌شد و این خراب‌آباد‌ها را در کنار حمام‌ها و کلاب‌های نیویرک، به آرمان‌شهرهایی برای میل بدل‌کرد. هرچند واقعیت اندکی پیچیده‌تر از این تصویر تخت بود و نابرابری درون خود این فضاها رواج بسیار داشت.

 

سه پرُژه‌یِ هنریِ مهم، یعنی «پایان روز» [۱۱] که در آن «گُردن ماتا‌کلارک»، [۱۲] سوراخی بزرگ را بر اسکله‌ی ۵۲ ایجادکرد؛ «پرُژه‌ی بی‌نام برای اسکله‌ی ۱۷» [۱۳] که در آن ویتو اَکانچی جایی در اسکله منتظر مردم غریبه می‌ماند تا رازی مگو از زندگی‌اش را برایشان افشاکند؛ و مجموعه‌عکس‌های «آرتور رَمبوُ در نیویرک» [۱۴] اثر دیوید وُینارُویچ که هنرمند را با نقابِ شاعر مدرن در گوشه‌وکنار اسکله‌ها نشان‌می‌دهد، در کانونِ فصل‌های دیگر کتاب می‌نشینند. پیرامون این‌ها، کارهای هنری و عکس‌های سندسازیِ دیگری نیز از زاویه ‌دیدهایی اغلب نوجویانه بررسی‌می‌شوند. روش نویسنده در این واکاوی‌ها، اغلب بازنگرانه است و تااندازه‌ای بسیار بر اساس گفت‌وگوهای او با کسانی‌ که با آن پرُژه‌ها درگیر بوده‌اند. به پیش‌زمینه فراخواندنِ حدس‌وگمان‌هایی که جایِ بیش‌ترشان پانویس بود، لحن کتاب را هم‌چون خودِ تاریخ امر جنسی، آن کارهای میرا، و البته شالوده‌ی اسکله‌ها، اندکی لرزان‌ کرده‌است.

راه‌نمای کتاب‌نگاری:

کارنما، ۱۳۹۸، «پی‌نوشت: «هم‌آلان اسکه‌ها: هنر و امرجنسی بر کرانه‌‌های نیویرک». «کارنما؛ فصل‌نامه‌ی نقد و تاریخ هنر»، ج ۳، ش ۴، زمستان ۱۳۹۸

Editors of Kaarnamaa, 2020, “Postface: “Pier Groups”. Kaarnamaa; A Journal of Art History & Criticism, V 3, N 4, Winter 2020

پانویس​‌ها:

Please reload

Please reload

Please reload