منوچهر یکتایی: ۹۸-۱۳۰۱

لیلا دیبا

منوچهر یکتایی، یکی از چهره‌های مهمِ هنرِ نوگرای ایران در سن ۹۷ سالگی در نیویرک درگذشت. او از نقاش‌های پیش‌گامی بود که تجربه‌ی حضور در فضاهای هنری پاریس و نیویرکِ سال‌های پس از جنگ جهانی دوم را در سبک کاری‌اش بازتاب‌داد و از این رو، گواهی زنده بود بر هجرتِ آتلانتیکی پایتخت هنر. یادنامه‌ی زیر را لیلا دیبا برای کارنما نوشته‌است. 

یکتایی عضو برجسته‌ی مکتب نیویرک بود و خود را به‌نوعی نقاش کُنشی [۱] می‌دانست که کارش دربرگیرنده‌ی نقاشی چشم‌انداز، طبیعت بی‌جان و پرتره بود. امضای سبکی او با بهره‌گیری از رنگ‌های پرمایه، به‌کارگیریِ بسیارِ کاردک، و رنگ‌گذاری‌های ضخیم مشخص می‌شود. یکتایی پس از شناخته‌شدن در جهان هنری نیویرک، از دهه‌ی پنجاه تا سال‌های میانی دهه‌ی هفتاد انزوا پیشه کرد، هرچند دست از نقاشی‌کشیدن برنداشت و گه‌گاه نمایشگاهی نیز برگزارکرد. از سال‌های دهه‌ی ۱۹۶۰ به این سو، هنر او به‌شکلی فزاینده‌ با پیکرنمایی آمیخته شده‌است، درست مانند کار برخی از دیگر هنرمندهای اکسپرسیونیسم انتزاعی مانند ویلم د کونینگ. نقدهایی که به این مسیر تازه از سوی منتقد تاثیرگذار هنر «کلمنت گرین‌برگ» واردشده، به‌احتمال در گوشه‌گزینی یکتایی نقش داشته‌اند. به‌‌رغم آن‌که یکتایی هرگز در جای‌گاه هنرمندی ایرانی شناخته‌نشده‌است، او پذیرفت که کارش در نخستین و مهم‌ترین نمایش‌گاه درباره‌ی مدرنیسم ایرانی در بیرون از ایران جای‌گیرد. نمایش‌گاه «ایران مدرن» [۲] سال ۲۰۱۳ در «موزه‌ی انجمن آسیا» [۳] برپاشد. این نمایش‌گاه که هدف‌اش طرح‌ریزی تاریخ هنر مدرن ایران و تضمین نشستن آن در دل تاریخ جریان‌اصلی مدرنیسم بود، کمک‌کرد تا تقدیری کم‌وبیش تازه از کارهای یکتایی صورت‌گیرد.

 

منوچهر یکتایی سال ۱۹۲۲ در تهران، ایران زاده‌شد. تبار او از خاندان ارباب‌زادگان، خان‌زادگان بومی و رهبرهای مذهبی خوزستان بود و نسبتی با خاندان غفاری هنرمند داشت. محمد غفاریِ نقاش که با نام کمال‌الملک شناخته‌می‌شود‌ ازاساس پدر مدرنیسم ایرانی‌ست و دوست خانوادگی خاندان یکتایی بوده‌است. بیش‌تر تمرکز منوچهر آن هنگام که جوان بود و در تهران زندگی می‌کرد بر شعر بود. او مرتب به کافه‌هایی می‌رفت که همگی پاتوق نویسنده‌ها و هنرمندها بودند. یکتایی با صادق هدایت، رمان‌نویس مدرنیست و پیش‌روی ایرانی، آشناشد و به‌سبب دوست هنرمندش مهدی ویشکایی نقاشی را کشف‌کرد، آن هم هنگامی که دانش‌جوی خانم آشوب در دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود.

 

سال ۱۹۴۵، هم‌راه با نامزدش مُنیر شاهرودی (که بعدها نام‌خانوادگی‌اش به فرمانفرمایان تغییرکرد) و نیز دوست صمیمی‌اش، امیر احمدی نویسنده به امریکا سفر کرد. به‌دلیل شرایط بی‌ثبات پس از جنگ جهانی دوم آن‌ها برای رسیدن به خاک امریکا مسیری پر پیچ‌وخم را پیمودند. در آغاز ورود به نیویرک، یکتایی دو سال در کلاس‌های «آمده اُزانفان» [۴] شرکت‌کرد اما بسیار زود راه‌اش به پاریس کج‌شد تا برای یک سال در مدرسه‌ی عالی ملی هنرهای زیبا [۵] درس‌بخواند و در کارگاه «آندره لوت»، [۶] نقاش کوبیستی، هم‌راه با دیگر دانش‌جوهای جهان کارکند. او آموزش‌اش در هنر را در «لیگ دانش‌جوهای هنر» [۷] ادامه‌داد و پس از آن با گالری‌های برجسته‌ی نیویرک برای نمونه، «پواندکستر»، [۸] در زوریخ با «سمیها هوبر» [۹] و در سال‌های هشتاد، با «الکس رُزنبرگ» [۱۰] بازهم در نیویرک و «الن بنسُن» [۱۱] در بریج‌همپتُن کارکرد.

 

یکتایی در طول دوره‌ی کاریش، شعرهای خود را به زبان فارسی منتشرکرد و به‌طورمتناوب در گالری‌های تجاری تهران نمایش‌گاه‌هایی برپاکرد. او با  ابراهیم گلستانِ فیلم‌ساز و اسد بهروزان آموزگار و احمدی ارتباطی نزدیک داشت. نخستین جلد مهم از دفتر شعر او بانام «فال‌گوش» سال ۱۹۷۰ در تهران با دیباچه‌ای نشر یافت که دوست‌اش گلستان بر آن نوشته‌بود.

 

در سال‌های ۱۹۵۰، یکتایی به گردهم‌آیی‌های اکسپرسیونیست‌های انتزاعی در «ایت استریت کلاب» [۱۲] و «سدار تاورن» [۱۳] پیوست و بعدها در بریج‌همپتُن نزدیک به اسپرینگز [۱۴] ساکن‌شد جایی‌ که دوست‌اش د کونینگ زندگی‌می‌کرد و بدین‌سان، به عضوی مهم در جامعه‌ی هنری لانگ آیلند بدل‌شد. او میزبانی سخاوت‌مند بود و به نقاش‌های ایرانی هم‌چون سهراب سپهری و قاسم حاجی‌زاده مشاوره‌می‌داد، هم‌چنین ‌او این هنرمندها را به گالری‌‌دارهایی هم‌چون الن بنسُن شناساند.

 

یکتایی در نمایش‌گاه گروهی سال ۱۹۶۲ موزه‌ی هنر مدرن نیویرک شرکت‌کرد و، سال ۱۹۹۸ موزه‌ی گلید هل [۱۵] در شرق همپتُن نمایشگاه مروری از کارهای او برپاکرد. سال ۱۹۹۸، کارهای او در کتاب منتقد هنری برجسته، جواد مجابی بانام «پیشگامان نقاشی معاصر ایران: نسل اول» [۱۶] و در کاتالگ مجموعه‌ی کارهای ایرانی موزه‌ی هنرهای معاصر تهران: جنبش هنر نوگرای ایران، تهران ۲۰۰۶، چاپ‌شدند. در سال ۲۰۱۳، او هنرمندی برجسته در ایران مدرن به‌شمار‌ می‌رفت و سال ۲۰۱۸ کارهایش را از نو در موزه‌ی هل گیلد هم‌راه با پسرهایش داریوش و نیکو به نمایش گذاشت. کارهای او را می‌توان در مجموعه‌ی اصلی مُمای نیویرک، موزه‌ی هیرش‌هُرن و باغ مجسمه‌ی واشنگتن، موزه‌ی هنر مدرن سن‌فرنسیسکو، موزه‌ی هنرهای معاصر تهران، و نیز در بسیاری از مجموعه‌های شخصی دیگری یافت.

 

یکتایی در سال ۱۹۵۰ با منیر شاهرودی ازدواج کرد و سال ۱۹۵۳ از او جدا شد. نتیجه‌ی این ازدواج دختری با نام «نیما ایشام» [۱۷] بود. سال ۱۹۶۸، او با «نیکی کولوکودیس»، [۱۸] تصویرساز کتاب کودک ازدواج کرد؛ نتیجه‌ی این ازدواج دو پسر با نام‌های نیکو و داریوش و دختری به نام ماهان است. او زندگی خود را با نیکی، چهار فرزندش، ده نوه، و چهار نتیجه‌ به پایان برد. سال ۱۹۹۸، جواد مجابی سهم هنری یکتایی را در صحنه‌ی هنری ایران در این چند خط خلاصه‌کرده‌است:‌ «او را باید یکی از مهم‌ترین عضوهای جنبش هنری نوگرای ایران دانست» (پیشگامان نقاشی معاصر ایران، ص ۲۹).

منوچهر یکتایی، عکس از لیلا دیبا

راه‌نمای کتاب‌نگاری:

لیلا دیبا، ۱۳۹۸، «یادنامه‌ی منوچهر یکتایی»، کارنما؛ فصل‌نامه‌ی نقد و تاریخ هنر، ج۳، ش۳، زمستان ۱۳۹۸

Layla S. Diba, 2019, “Yektai Obituary”, Kaarnamaa; A Journal of Art History and Criticism, V 3, N 3, Winter 2020

Picture Credits:

Copyright Manoucher Yektai. All images courtesy of Yektai Family. Portrait by the author.

پانویس‌ها

Please reload

Please reload

Please reload