Kaarnamaa; A Journal of Art History and Criticism

Accent Wall

Karnama Logo 190127.png
Search

چیزها از آن‌چه در عکس‌ می‌بینید به واقعیت نزدیک‌ترند

در یکی از عکس‌ها با نام «بی‌نام (مارمولک)»[۱] که به نظر می‌رسد از یک مجله‌ی تبلیغاتی برداشته‌شده، تصویر سیاه‌وسفید پاهای زنی را در یک قاب شیشه‌ای می‌بینیم. این پاهای زنانه در جوراب بلند طرح‌دار و کفش پاشنه‌بلند به‌گونه‌ای روی‌ یک‌دیگر قرارگرفته‌ که یادآور طرز ایستادن بالرین‌هاست. درون قاب، یک رشته‌ نخ بنفش قراردارد و بالا و پایین قاب رنگ‌های سفید و سبز به‌طرزی ناهم‌وار دیده‌می‌شوند. این کار در کنار دو قاب کوچک‌تر دیگر بخشی از یک اینستالیشن است. قاب نخست مجموعه‌ای از یک برس، شانه، و آیینه‌ی دستی به‌نظر قدیمی را نشان‌می‌دهد که در زمینه‌ا‌ی سیاه هم‌راه با لوله‌ی پلاستیکی بی‌رنگی که از میان قاب ردشده بر دیوار قرار‌گرفته‌است. قاب دیگر، مجموعه‌ی ماهی‌هایی شیشه‌ای را به‌تصویر می‌کشد؛ در این‌جا نیز لوله‌ی بی‌رنگ و آزمایش‌گاهی لَسری تصویر را به وقفه می‌اندازد و به بیننده احساس ناخوش‌آیند شکستگی و نا‌تمام بودن تصویر را منتقل‌می‌کند. لَسری می‌کوشد گذار پیوسته‌ی تصویر در بستر رسانه‌های گوناگون را در عصر فرا-تصویر[۲] به نمایش بگذارد. او با دخالت در این گذار و تجربه‌ی پی‌درپی در این بستر، بر آن است فرهنگی دیداری‌ را بازنمایی کند که از نیمه‌های سده‌ی بیستم و به سبب فرهنگ مصرفی پدیدآمده‌است.



[۱] //Untitled (Lizard) [۲] Post-Photographic age


این دوری‌گزینی از تزیین تا سال‌های پایانی دهه‌ی شصت و سال‌های نخستین دهه‌ی هفتاد ادامه‌یافت و هنرمندها ناگزیر بودند بیان هنری خود را با منطق هنر مینیمالیستی سازگارکنند. یعنی خط بطلان را بر هر آرایه‌ی تزیینی بکشند. «جان پیرایُلت»،[1] منتقد نیویرکی در میانه‌ی دهه‌ی هفتاد ناخرسندی‌اش را از زیباشناسی چیره‌ی مینیمالیستی این‌گونه بیان‌‌می‌کند: «اکنون ما به چیزی بیش‌تر از مکعب‌های خاموش، بوم‌های خالی و دیوارهای سفید نورپردازی‌شده نیازداریم. ما به‌شدت از فضاهای سرد و آسمان‌خراش‌های بتُنی و کسل‌کننده [و نیز] از اندرونی‌هایی بیزاریم که بیش‌تر به سردخانه‌های خالی برای نگه‌داری گوشت‌‌ می‌مانند تا اتاقی برای زندگی».[2] هنرمندهای مورد اشاره‌ی او، با گستره‌ای از راه‌بردها رودرروی انتزاع سرد و مطلق مینیمالیسم قرارگرفتند و با نوزاییِ سنت‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده‌ی پیکرنمایانه و تزیینی، بر طرح‌های دوبعدی و ازنظردیداری گیرا تاکید‌گذاشتند. «نقش و تزیین» یا گاه به‌اختصار «پی‌انددی»،[3] در توصیف سب

ک کاری هنرمندهایی به‌کاررفته‌است که از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۵ شی‌های تزیینی و گاه کاربردی را برای لذتی دیداری پدیدآوردند.


[1] John Perreault (1937-2015 US) [2] H.H. Arnason and Elizabeth C. Mansfield, 2013, History of Modern Art: Painting, Sculpture, Architecture, Photography. Pearson Education, P 618. [3] Pattern and Decoration (P&D)

کیم مک‌کانل، ۱۹۸۰، «بیرون بکش»


«آرثر سی دانتو»[1] بر این باور است که لحظه‌ی سرنوشت‌ساز این جنبش در جلسه‌ای در کارگاه «رابرت زکانیچ»[2] رقم‌خورد هنگامی‌ که او از شاپیرو پرسید، برای راه‌انداختن جنبش «ازکجا شروع کنیم؟» و، شاپیرو در پاسخ گفت، «خوب، کوبیست‌ها ازکجا شروع‌کردند؟ امپرسیونیست‌ها چه؟»[3] دانتو نقش و آرایه را واپسین جنبش مدرنیستی می‌داند که البته، درجای‌گاه خرده‌جریانی مانند آر نووُ و «وِرک‌بونت»[4] از روایت تاریخی به‌طرزی عمدی به حاشیه‌ رانده‌شده‌است. افزون‌‌بر‌این، «اروینگ سندلر» در سال ۱۹۸۰ کار هنرمندهای این جریان را برخوردار از حساسیتی پسامدرنیستی دیده‌است.[5] با‌این‌همه، نقش و آرایه کمر به ازبین‌بردن مرز میان هنر و زندگی بسته‌بود اما سرانجام تنها یارای کم‌رنگ‌کردن خط میان هنر و تزیین‌ را داشت. آن‌گونه که کزلف و جُدن در سال ۱۹۷۸ می‌نویسند، «ما درجای‌گاه هنرمند توان گره‌گشایی از گرفتاری‌ها را نداریم، اما با گفتاری ساده امیدواریم دست ناهم‌آهنگی‌ها را در فرضیه‌هایی روکنیم که بیش‌تر وقت‌ها حقیقت محض پنداشته‌شده‌اند».[6] جریان نقش و آرایه در دوره‌ای پدیدآمد که توجه به ساختار در هنر مینیمال و مفهومی فراگیر بود. دربرابر سطح‌گرایی این جنبش‌ها، نقش و آرایه به محدودیت‌های سطح کار نگاهی دیگرگونه داشت و تابوهای مدرنیستی درباره‌ی تزیین را در هم ‌شکست و هنری را پدیدآورد که شرمی از لذت دیداری نقش‌های رنگارنگ نداشت و نسبت به تاریخ سرکوب تکنیک‌های «زنانه» بیش‌آگاه بود.

[1] Arthur C. Danto (1924-2013 US) [2] Robert Zakanitch (1935 US) [3] Arthur C. Danto, 2007, //Pattern and Decoration: An Ideal Vision in American Art. 1975-1985. Anne Swartz (E), Hudson River Museum, P 8. [4] The Deutscher Werkbund [5] سندلر این حساسیت پسامدرنیستی را به انتزاع‌های هندسی ال هلد و فرنک استلا و نیز مجسمه‌های الهام‌گرفته از معماری پیشامدرنِ سیا ارمجانی، جرج تراکاس، و مری میس نسبت‌داده‌است. برای مطالعه‌ی بیش‌تر بنگرید به:

Irving Sandler, 1980, “Modernism, Revisionism, Pluralism, and Post-Modernism”. Art Journal, V 40, N 1/2, P 345-347, P. 346. [6] Jaudon and Kozloff, 1978. P 38-42.

راه‌نمای کتاب‌نگاری:

سام مهتشم، ۱۳۹۹، «نقش و آرایه: کاناپه‌ی ماتیس». «کارنما؛ فصل‌نامه‌ی نقد و تاریخ هنر». ج ۴، ش ۲، تابستان ۱۳۹۹

Sam Mohtasham, 2020, “Pattern and Decoration: Matisse’s Armchair”. Kaarnamaa; A Journal of Art History and Criticism, V 4, N 2, Summer 2020 + kaarnamaa.com/single-post/pattern-20